تبليغاتX
تاکستان خوشبختی - مادر، پدر

تاکستان خوشبختی

دست نوشته های من

هميشه تصورم بر اين بوده كه ادمها تو جمع مي آموزند اما آموختم تنهايي بزرگترين معلم زندگيم بوده ، هميشه دنبال يه سرمشق و الگوي رفتار گشتم اما مادرم اولين و آخرين اونا بود. هميشه به دنبال يه ارامش وامنيت بزرگ تو زندگيم گشتم غافل از اينكه آغوش پدرم بالاترين امنيت رو برام رقم ميزد.براي ساخته شدن بايد تنها بود براي مادر بودن بايد بتوني الگوي رفتاري مناسبي رو ارايه بدي و براي پدر بودر بايد دنياي امنيت باشي . اما راستي چرا ما فكر ميكنيم 16 -17 و يا 20 ساله بودن يعني ميتوني پدر بشي يا مادر و 30 سالگي يعني داره دير ميشه! يعني همه انسانها در اين سن ميتونن الگو باشن و يا دنياي امنيت راستي مگه چقدر تنها بودن كه اينا رو آموخته باشن؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 10  توسط بی تا  |