تبليغاتX
تاکستان خوشبختی - روزی که نبود

تاکستان خوشبختی

دست نوشته های من

دوست داشتم به مناسبت روز جهاني زن چند خطي راجع به زن بودن بنويسم اما گرفتاريهاي آخر سال تا امروز اين مجال رو نداد، البته شايد فرقي نكنه حالا يا روزي كه نبود.

تو قصه ها و كتب مذهبي مي خونيم خدا اول مرد رو آفريد و سپس زن رو خيلي گشتم اما جايي نخوندم اول آقا فيله اومد و بعد خانمه يا اينكه آقا شيره اول بود يا خانم شيره به هر حال اشرف مخلوقات بودن انگار كمي پيچيده تره و بهتره فرض رو بر صحت قصه ها بذاريم خوب اول مرد آفريده شد اگر اون موجود كاملي بود ديگه نيازي نبود، پس اين آفرينش، تكميلي بود بر كارگاه هستي و شايد پر كننده خللي!

وقتي دنيا ميايي تفاوت فقط يه كلمه هست دختر يا پسر اما هر چي بزرگتر ميشي معني اين دو كلمه متفاوت تر ميشه يه جايي ميرسه كه ميبيني يه اقيانوس تفاوت تو همون دو تا كلمه نهفته بوده. البته متاسفانه بقيه از همون اول ميدونستن...

وقتي دختر باشي شرف و ناموس خانه اي بايد تو چهار ديواري خونه بموني اگه هم بيرون ميري بعد از هزار تا تاييديه از مادر  گرفته تا فاميلهاي بزرگتر + 100 سال و البته آقايون تا 3 ساله . تازه وقتي بيرون رفتي سر و كله مدعي العموم پيدا ميشه. ميدونم ميگين هزاران دختر هر روزه بدون توجه به همه اين نبايد ها از خونه بيرون ميزنن اما كي خبر از دل اونا داره ؟

وقتي دختر باشي عاشقي هم رنگ و بوي ناموس پيدا ميكنه. وقتي دختري باشي تحصيل كرده و كار مناسبي داشته باشي انگار حق بقيه رو گرفتي كسي فكر نميكنه تو اين بل بشو چه خون دلي خوردي تا به اينجا رسيدي از چند تا نبايد گذشتي چه تو خانواده چه تو جامعه و پشت چند تا كلمه جنيست مجاز منتظر موندي يا جواب رد شنيدي، اونموقع كسي آخ نگفته.

تا حالا كسي پرسيده اون خطري كه هميشه دخترا برا خاطرش بايد بترسن چيه؟ تو جاده نرو، شب بيرون نرو، نخند، سر به زير يا به قولي سر سنگين باش، بپوش، نبين، نگو ... آخه مگه جاده يا شب خطرناكه؟ خطرش چيه كه گريبان زنها رو ميگيره !

خيلي جاها خوندم جان عزيزترين داشته بشره اما بشريت براي داشتن آزادي حاضره از جون خودش بگذره. حالا اين خطر چيه كه ما زنها به خاطرش از آزادي خودمون ميگذريم نميدونم!؟

در اديان اومده از خواسته هاي مادي خود بگذريد تا از معنويات به شما ببخشيم. اما راستي جاي آزادي زن چيزي كه ازش ميگذره برا خاطراون خطر چي قراره بهش بخشيده بشه؟ راستي مگه آزادي مادياته؟ شايدم آزادي بسته به جنسيت تغيير ماهيت ميده؟ شايدم اينكه ميگن زمان برده داري سر اومده منظورش برده به معناي مذكره! شايدم آزادي لياقت ميخواد! شايدم آزادي جز محدوده انسانيت محدوده جنسيتي هم داره، مثل رده هاي شغلي! نميدونم كلمه محدوده با آزادي رو بشه تركيب كرد يا نه، به شرطي كه معني هيچكدوم عوض نشه!

آخرش اينكه تو روزي كه نبود زنان فقط ميخواستن بگن مرگ بهتر از زندگي با ذلت اسارته ....

جرقه‌هاى آه من ستاره ريز می‌شود             به عرش لانه می‌كند كبوتر دعاى من

سرشك بيخودانه ام به خط خط كتاب او        نگاه كن چه بى بهانه می‌چكد خداى من

ز حرف حرف دفترى ز واژه واژه محشرى         قيامتى رسيده از سكوت ديرپاى من

مخر، مدر، حرير وهمى مرا كه خوشترم        به شب كه شعر می‌زند شرر به لحظه‌هاى من

 نادیا انجمن

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 12  توسط بی تا  |