تبليغاتX
تاکستان خوشبختی

تاکستان خوشبختی

دست نوشته های من

اعتراف از ريشه عرف(Arafa ) در فارسي شناخت معنا ميشود . از باب افتعال وارد زبان ما شده اين گونه كلمات در  فارسي به عنوان مصدر استفاده ميشوند يعني شناخت داشتن يا آشنا بودن اما در فرهنگ لغت،  اقرار ترجمه شده و اقرار به معناي آشكار گفتن و بروز دادن ، اقرار به معناي اذعان هم اومده، و اذعان  به معناي  گردن نهادن ، فروتني كردن و فرمانبرداري .

تو فرهنگ لغت خودم اعتراف رو شهامت گفتن حقيقت معنا ميكردم اما خيلي وقتا تو صحبتهاي روز مره بدون به كار بردن كلمه اعتراف ، اعترافات زيادي ميكنيم و صد البته خيلي از اونا واقعي نيست ‌‌؛ غذايي رو دوست ندارين اما تو رودربايستي ... و خيلي ازاوناهم واقعي هستش؛  ازديدن دوستي خيلي خوشحال ميشين . در واقع خيلي از اعترافات، احساسات  و باورهاي ما هستن كه تحت تاثير تربيت خانواده گاه به انكار اون و يا بروزش اقدام ميكنيم. اما شايد در عر ف(Orf )اعتراف شامل احساسات ما نباشه و بيشتر به باورها و رازهاي دروني ما برگرده. باورها ، رازها و اعتقاداتي كه گاهي از نجوا كردن اونا با خودمون هم شبهه داريم حرف هايي براي نگفتن چرا كه شخصيت اجتماعي ما رو ميتونه ديگرگون كنه شايد به همين علت باشه كه اين كلمه در درون خودم شهامت گفتن حقيقت معنا ميكنم اين به معناي آشكار گفتن و بروز دادن نزديكه چون  آشكارا نظرتو اعلام كردن هم شهامت خودشو لازم داره.  اگه اعتراف رو بخواهيم با كلمات گردن نهادن و فرمانبرداري معنا كنيم نه تنها شهامتي لازم نيست بلكه .... اما تو معناي فروتني ميمونم نميدونم فروتني از بزرگواري و شهامت انسان ناشي ميشه يا ترس . هميشه تو كتب اخلاق مردم روبه فروتني دعوت ميكنن اما آيا فروتني به معناي فرمانبرداري؟! شايد منظور از فروتني سفارش شده، فقط در برابر آفريدگار باشه؟ شايد هم فروتني كردن به معني گذشتن از خود براي منافع جمعي باشه  .

فرو تني يعني خودتو برتر ندوني اما فرمانبرداي يعني پذيرش برتر بودن ديگري معناي نزديكي دارن كه فكر كنم تنها تمايز اونا به همون ديگري برميگرده كه چيه و چطوريه...؟

درانتها اعتراف ميكنم عاشق يه زندگي پر ازشور و  تغييرم در حاليكه در عمل يه زندگي آروم و بي تغيير رو تجربه ميكنم. نميدونم كدوم واقعيه و كدوم اثر نوع تربيت، اما فكر كنم ....

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 14  توسط بی تا  |