تبليغاتX
تاکستان خوشبختی

تاکستان خوشبختی

دست نوشته های من

دوستي مثل 4 فصل ميمونه اما، بهارش زيبا تر تابستونش طولاني تر ، پاييز دلگير تر و زمستون اون سرد و سياه تر.

 بهار بود و تو بودي و عشق بود و اميد

بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت

راستش ميگن براي كسي بمير كه برات تب كنه ، شايد امروزي تر اين باشه كه وقتت رو صرف کسي کن كه اونم دوست داشته باشه زمان رو با تو بگذرونه يا اينكه كسي كه قدر اشكهاي تو رو ميدونه هيچوقت نميذاره گريه كني .

عزيزم مهربوني از دو سر بي كه از يك سر هميشه دردسر بي

 نميدونم چرا امروزه همه ميگن ازدواج معامله نيست و اينو نشونه روشنفكري ميدونن.

وقتي انجام كاري لازمش قرارداد و شاهد و مهر و حق وحقوق باشه تازه حق فسخ هم داشته باشه خوب معامله ميشه ديگه ! مگه معامله يعني چي؟ تازه مگه معامله بده؟! روزي هزار تا معامله ميكنيم اينم يه معامله در طول زندگي. اصلا معامله يعني به ازاء  هر چيزي حالا امروز براي بحث مالي عنوان ميشه تقصير كلمه نيست كه! راستش دوستي هم يه معامله هست البته از نوع احساسي ...

 يه زندگي مشترك ممكنه با يه معامله به نام ازدواج شروع بشه اما لازمه خوشبختي اون تبديل معامله حقوقي به يه معامله احساسي به نام دوستي هست. خيلي از دوستي ها با معامله شروع ميشه  اما به تدريج احساس جاي كلمه معامله رو ميگيره .مثل دوستي من و فيروزه كه با عوض كردن ماژيك وآبرنگ شروع شد.  اينكه  زندگي مشترك بايد با معامله ازدواج شروع بشه يا اواسطش تبديل به معامله بشه يا آخرش يا هيچوقت به فرهنگ و سنن مردم يه منطقه بر ميگرده و هيچ تاثيري تو اصل موضوع نداره، فقط به طرفين برميگرده صداقت و انسانيت اونها . اينكه اين روزا خيلي ها ترجيح ميدن به يه تفاهم اخلاقي و دوستي برسن بعد كلمه ازدواج رو به زندگي اضافه كنن فقط يه حركت نمادين محسوب ميشه و قصدش اينه كه بگه ازدواج لازمه خوشبختي نيست دوستي و تفاهم كه باشه معامله ازدواج جايي براي طرح شدن نداره دونفري كه روحشون به هم تعلق داره ديگه بحثي بر اموا ل نميره... شايد بهتر باشه بگيم ازدواج تضميني براي عدم تفاهم ها ست جايي كه انسانها با  علف هرزه هاي بي اعتمادي دست و پنجه نرم ميكنند و آفت بي عدالتي باعث خسران برخي از طرفين ميشه معامله ازدواج ضمانتي حقوقي براي تشويق به شروع يك حركت براي دوستي ابديه اگه زندگي خوشبختي باشه كه معامله ازدواج كمرنگ و كمرنگ تر خواهد شد و اگر نه هر كسي بر سر معامله اوليه بازگشته و از خسران طرفين كاسته خواهد شد . بنابراين به عنوان يك راه حل هر چه جامعه اي از آفات و علفهاي هرز بيشتري رنج ببره معامله ازدواج بايد در مراحل ابتدايي تر و شرايط سخت تري نمايان بشود تا مردم براي شروع يك زندگي مشترك با خطر پذيري كمتري مواجهه باشند.

 

* منظور از ازدواج ثبت حقوقي آن است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 15  توسط بی تا  | 

پو كوچولو وقتي چيزي رو دوست داره باهاش سرگرمه اما اگر كوچكترين مخالفتي داشته باشه دنيا رو زير و رو ميكنه و تا اون چيزي رو كه با هاش مخالفه تغيير نده دست از اعتراض بر نميداره . البته گاهي ما بزرگترا حواسشو پرت ميكنيم و اون معترض بودنشو فراموش ميكنه اما واي به زماني كه بفهمه سرش كلاه رفته، گاز كمترين مجازاته...

اما وقتي به زندگي آدم بزرگا نگاه ميكنم ميبينم هر چي بزرگتر ميشن بيشتر تسليم ميشن و اعتراض رو به فراموشي مي فرستن! شايد اعتراض با فهم آدما تضاد داره شايدم آدم بزرگا ميفهمن اگه معترض باشن فقط حواسشونو پرت ميكنن، شايدم هيچوقت پاسخ مناسبي نگرفتن، شايد داشته اي رو با اعتراض از دست دادن ، شايد اعتراض تلختر از تحمل بوده، شايد تحمل يعني يه مشكل اما اعتراض يعني سلسله اي از مشكلات، شايد اعتراض يعني دخالت كردت تو كارايي كه به تو ربطي نداره، شايد اعتراض يعني كش دادن يه موضوع نا خوشايند، شايد وقتي معترضن خودشون رو مقصر ميدونن و دنبال اشتباه خودشون ميگردن، شايدم آمار اونا رو به اين اشتباه مياندازه كه نظر اونا تو اقليته. شايد اعتراض فقط يه تزيين حاشيه كتاب قانون باشه يا شايدم يه حق اما تنبلي آدما اعتراض رو كمرنگ كرده باشه...!

حافظ ميفرمايد:

به سعي خود نتوان برد پي به گوهر مقصود  خيال باشد كاين كار بي حواله برآيد

گرت چو نوح نبي صبر هست در غم طوفان   بلا  بگردد و كام  هزار  ساله  بر آيد

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 12  توسط بی تا  | 

وقتي زن باشي و بخواهي تو جامعه يه زندگي آروم و سالم داشته باشي بهتر متوجه ميشي امنيتت به شرافت جامعه بستگي داره. شرافت رو فرهنگ لغت بزرگواري، ارجمندي، نجابت و اصالت معنا كرده. در فارسي معادل شريف، كلمه آزاده را داريم. شرافت صفتي انساني است و بستگي به جنسيت و رنگ و نژاد نداره اما همين شرافت ميگه اگه احساس ميكني از قدرت بيشتري برخورداري بايد برزگ منشي بيشتري داشته باشي، ياري رسان باشي و بهتر بتوني از خطاهاي ديگران چشم پوشي كني. در جوامع شرافتمند انسان سالاري به جاي زن، مرد يا نژاد سالاري حكومت ميكنه. انسانها جداي از رنگ و جنس و نژاد از حقوق برابري برخوردارند البته گاه به فراخور تقسيم قدرت، حقوقي خاص به افراد داراي قدرت كمتر اعطا ميگردد. در جوامع شرافتمند حرمت انسانها محفوظ است و  احترام به مخلوقات خدا ركن اصلي جامعه است. درجوامع شرافتمند به راستي «تن آدمي شريف است به جان آدميت». در جوامع شرافتمند هيچكس حق ندارد در توجيه عدم شرافت خود ديگري را متهم كند. ذات انسان گرايش به شرافت دارد اما اين جامعه آرماني است!

در سخني ازامام سوم داريم « اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد » . يعني مردم ميتوانند شريف باشند اما بي دين ولي نكته مهمتري هم از اين فرمايش تعبير ميشود كه مردمان متدين لاجرم شريفند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 12  توسط بی تا  |