تبليغاتX
تاکستان خوشبختی

تاکستان خوشبختی

دست نوشته های من

راستش یه مدتیه هیچ چیزی برا نوشتن ندارم شاید ذهنم به کل درگیر چیز دیگه ای شده باشه شایدم نوشتن منو قابل نمیدونه٬ زندگی ادمها به خیلی عاملها بستگی داره امروز یه قصه از وبلاگ برف خوندم یابنده ای که هزار سال رفته بود و هیچ نداشت و درختی که هزار سال سرجاش مونده وبود پراز معنا بود. من همیشه سعی داشتم تو خودم زندگی کنم چون دنیای بیرون برام جذابیتی نداشت اما همیشه در فصل بازنگری زندگیم خودم رو با همون معیارهایی که جذابیت نداشت سنجیدم و کلی از دست خودم رنجیدم و همیشه مثل یه بازنده با خودم رفتار کردم البته این درست بود چون حرمت انتخاب خودم رو هم نگه نداشتم.... گاهی اوقات به این فکر میکنم شاید درونم چیزی کم داشته که منو پایبند خودش نکرده... شاید لیاقت نداشتن برای داشتن زیباترین حس دنیا شایدم یه احساس ترس از باورهایی که نخواستم باورشون کنم اما ته وجودم زبانه میکشیده و هر روز نمودی از قدرتشو به رخم کشیده٬ اما تحمل هر ادمی برای بازنده بودن یه روزی تموم میشه برا همین یه روزی تصمیم گرفتم به جای بازنگری عملکردم به بازنگری معیارهای فکریم و ابزارهای بازنگریم  بپردازم .... تصمیم سختی بود اما نه سخت تر از تحمل بازنده بودن. همه ما ادمها یه حس نا خود آگاه داریم و اون اینکه وقتی میخواهیم همه چیز رو عوض کنیم باید عاشق بشیم ! البته عاشق شدن خیلی سخته و سخت تر اونکه بخواهی عاشق بشی... اما غیر ممکن نیست ... شاید خیلی از شما بگین تصمیم به عاشق شدن شرط عاشقی نیست .... اما من میگم وقتی حس کردی جای یه عشق تو دنیات خالیه یعنی همین تصمیم... وقتی عاشق میشی تا جای خالی رو پر کنی چون خلاء اونو حس کردی با چشم باز عاشق میشی ... نمیخوام برم تو فسلفه عشق یا دوست داشتن چون از نظر من صداقت از هر دوی اینا مهمتره هرکدوم صادقانه باشه برتره حالا دوست داشتن  باشه یا عشق...  شاید فصل عاشقی منم رسیده باشه شاید به فضل عشق دفتر بازندگیم برچیده بشه .... اماباید به خاطر داشته باشم بازنده درون نباشم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 11  توسط بی تا  | 

گاهی اوقا ت نمیدونی چی بنویسی اما خیلی چیزها هست که دوست داری بنویسی٬ راستش یه مدتیه ذهنم درگیر این سواله که عشق تا چه حد با عاشق و معشوق صادقه؟ عشق در عرفان به یه شناخت و معرفت عمیق اطلاق میشه که پاسخ تمام سوالات عاشق رو از معشوق در خود داره و در واقع عاشق به معشوق ایمان داره... اما در فرهنگ عامه عشق رو آنی و خالی از شناخت میدونن و به قول بزرگی که می گوید: دوست داشتن از عشق برتر است چرا که عشق میسوزاند . معنای دوگانه عشق در عرف و عرفان شاید تنها حس متفاوته یه عارف نسبت به یه کلمه عربی در عامه ایرانی باشه شاید هم تفاوت عارف عاشق باشد با عامه عاشق... در هر صورت چه عشق باشد چه دوست داشتن انچه برتری میدهد صداقته. صداقت واژه گمشده جامعه کنونی تا جایی رسوخ کرده که کلمه ای را از اوج به نا کجا کشانده و ما ادمها تمام گناه نا پاکیمان و عدم صداقتمان را بر سر واژه ای بی دفاع میکوبیم او را ترک و واژه ای دیگر برای آلودنی دوباره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 0  توسط بی تا  |