تبليغاتX
تاکستان خوشبختی

تاکستان خوشبختی

دست نوشته های من

به پرستو، به گل ، به سبزه درود   

                      به شکوفه ، به صبحدم ، به نسیم

به بهاری که میرسد از راه ،          

                     چند روز دگر به ساز و سرود

ما که دل هامان زمستان است    

                    ما که خورشیدمان نمی خندد

ما که باغ و بهارمان پژمرد            

                   ما که پای امیدمان فرسود

سر راه شکوفه های بهار ،          

                  گریه سر می دهیم با دل شاد ، گریه شوق با تمام وجود

هر چي فكر ميكنم نميدونم چرا آمدن بهار همراه با شادي و خريد ومسافرت و خونه تكونيه براي ما آدمهايي كه دلمون زمستونه و خورشيدمون نميخنده ماكه بهارمون پژمرده مايي كه اميدمون فرسوده! اين دوتا با هم جور نيستن.... يكيش دروغه اما كدوم ، نميدونم؟!  شايدم بايد باور كرد براي يه دنيا مشكل يه شادي مثل سال نو خودش دنياييه!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 16  توسط بی تا  | 

حکایت شاهکار شدن قصه عجیبیه باید یه چیزی که بوده ٬حالا باید نباشه تا اثر باقیمانده بشه شاهکار! نمیدونم چرا این خاص یه مرز و بوم نیست همه جا میشه یه نمونه از اون یافت تازه هر چی مدرن تر میشیم بیشتر نمود پیدا میکنه... آیا واقعا شاهکار از اول شاهکار بوده یا مرور زمان و نبودن یه چیزی باعث ارزش افزوده اون شده .... ما آدمها دنبال چی میگردیم؟! آیا واقعا نبودن برای ما اینقدر ارزشمنده؟! شاید خیلی ها بگن نه یادگارها باارزش  هستن! شایدم گاهی اوقات نشه جلوی نابودی ٬بودنی رو گرفت اونوقت باید یادگار رو پاس داشت! یکی از بودنها  که میشه نبودن٬حقیقت خاتمه عمر آدمهاست... زوال٬حقیقت جسم آدمها بوده وهست اما آیا چگونه بودن رو هم کسی در نظر میگیره؟  اصلا هیچ توجه میکنینم که بودنی چطور مبدل به نبودن میشه؟! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 13  توسط بی تا  | 

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 22  توسط بی تا  | 

حجاب یکی از کلماتیه که گاهی ذهن منو مشغول خودش میکنه ٬ در عام از معادل فارسی  پوشش  براش استفاده میشه! اما ما ریشه حجاب یعنی حجب رو کنارکلمه حیا به کار میبریم حیا به معنی شرم ... شرم معنی پوشش نمیده کلمه مکمل اونم نیست اما شاید بتونیم با فرضهایی بگیم شرم ممکنه موجب پوشش بشه....که اونموقع پوشش  معنی مخفی کردن میده از ریشه خفی( خفا) . یعنی یه چیزی وجود داره که موجب شرمه و باید پوشیده باشه ! ولی ریشه عربی حجب  برای معنای امروزه حجاب انتخاب شده... وقتی به فرهنگ عرب رجوع میکنی (گاهی شعر شاعرها یی مثل حافظ یا سعدی هم برای شناخت لغت عرب کمک بزرگیه) که چرا حجب نه خفی میبینی حجب یا همون حجاب یه کلمه معنویه و خفی یه کلمه مادی پس حجاب جنبه درونی و معنوی داره . البته خیلی حکایت ها داریم که یک صفت معنوی نمودهایی در مادیات هم داشته مثلا داوود به خاطر خصلتهای معنوی به پادشاهی رسید.... معمولا برای نمود کلمه معنوی حجاب از کلمه نجیب استفاده میشه که از نظر عربی باز کلمه ای معنوی هست.. برگردیم به پادشاهی داوود چرا  این کلمه برای ما نمود مادی داره؟ شاید چون فرض ما اینست که پادشاه پولدارترین فرد یه پادشاهیه؟ اما واقعا داوود ثروتمند بود؟ ثروت اون چی بود؟ واقعا پیدا کردن یه نمود مادی برای یه کلمه معنوی خیلی سخته ... گاهی توصیف یا تعریف و یا تدوین قانون برای توضیح معنویات اونها رو به ابتذال میبره.... یه قصه خوندم نمیدونم چقدر صحت داره نوشته بود یه روزی خدا خواست آدم وحوا رو ببینه اما اونها گفتن چون پوشش ندارن شرمشون میشه برن به ملاقات ایشون اونوقت خدا متوجه شد اونها از میوه درخت دانایی خوردن.... البته این قصه کلمات شرم ٬ پوشش٬ حجاب٬ مخفی کردن رو به هم  متصل میکنه و اونو نتیجه دانایی میدونه....

جمع زدن نوشته بالا و اعلام نتیجه برای منکه خیلی سخته اما چند تایی سوال چرا  چیزی آفریده شد که اگه مخفی نشه موجب شرم باشه؟ دوم اگه شرم به واسطه دانایی به انسان میگه باید چیزی مخفی بشه چرا همون شرم میوه دانایی حکم نمیکنه اگه شرمی مخفی نبود باشرم دانا تو نبین ... سوم  رابطه دانایی و جنسیت و شرم چیه؟  چهارم در تمام ادیان اول خدا و دوم خود انسان مالک خود بوده و مالکیت برانسانی دیگر گناه است پس چرا ..... موجودی که به واسطه گناه به مانند انسان مجازات میشه صاحب اختیار خود نبوده وبه خاطر داشتن امنیت باید مخفی باشه .... 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 12  توسط بی تا  | 

تا حالا به این کلمه ومعنی اون فکر کردین؟ جالبه ما آدمها از آبرومون بیشتر از خدا میترسیم . واقعا نمیدونم آبرو رو چی تعریف کنم شاید بهتر از همه این باشه که بگم همه چیز و هیچ چیز٬ آبرو نه محدوده داره نه جا میگیره نه فضا اشغال میکنه نه دیده میشه ولی آثارش همه جا هست و قدرتی ماوراء بشر داره... یه جورایی وقتی بچه بودیم خدا رو هم اینجوری تعریف میکردیم اما حالا که دقیق میشم ٬خدا ما رو دوست داره و عیوب ما رو میپوشونه اما آبرو نه همیشه دنبال یه عیب کوچیکه تا بی آبرومون کنه یه هوچی کامل... من خودم به این کلمه خیلی پایبندم اما باور کنید نمیدونم چرا فقط میدونم آبرو برای هر کسی از نون شب واجب تره و ورای نسب و سبب خانوداگیه خیلی گفته و شنیده من باب آبرو وجود داره مثلا میگن با سیلی صورتتو سرخ نگه دار.... نمیدونم آبرو مجموعه خیلی بزرگیه و خیلی چیزها رو شامل میشه شاید آبرو مجموعه ای از شرع ٬عرف٬ اعتقادات٬ باور ها٬ قوانین٬ سنت ها٬ قوانین دولتی ملتی بین المللی خودی و غیر خودی  و خرافات یه جامعه باشه آخه تعریف مجموعه آبرو از مکانی به مکان دیگه فرق میکنه .... با همه این بزرگی آبرو گاهی از تصمیماتی که بابت این پایبندی میگیرم بیزارم و خودمو سرزنش میکنم.... واقعا مبارزه با آبرو خیلی سخته و گاهی خوندن تاریخ این مبارزات خیلی خنده داره مثلا داستان اولین دختری که با سواد شد یا اولین مردی که اجازه داد دخترش مدرسه بره باور کنید اینا یه روزی آبروریزی بوده و حالا تحصیلات دختر باعث فخر خانواده شده.... این مجموعه آبرو ها هنوزم کم نیستن تو قوطی آبروی تک تک ماها ٬ شایدم یه روزی بچه های ما قوطی آبروی ما رو کنکاش کنن و بهمون بخندن... واقعا خودش قصه ایه این آبرو پر از درد ٬ رنج٬ مرگ جسم ٬ مرگ روح٬ مرگ استعداد٬ مرگ وجدان ٬ مرگ عاطفه ٬مجازات ٬ خوشنامی٬ بدنامی٬ رستگاری شایدم ستمکاری .....

حافظ میگه:

ابر آزاری برآمد باد نوروزی وزید                         وجه می میخواهم ومطرب که میگوید رسید

قحط جودست آبروی خود نمیباید فروخت                    باده وگل از بهای خرقه می باید خرید

گوئیا خواهد گشود از دولتی کاری که دوش          من همی کردم دعا و صبح صادق میدمید

دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک                جامعه ای در نیکنامی نیز می باید درید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 10  توسط بی تا  |